احمد بهشتى

421

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

را فاعل بالقصد مىدانند و براى او غايت و غرض زايد بر ذات قائلند و براى دفع نقص از خداوند ، دل خوش كرده‌اند به اين‌كه غرض او به مخلوق برمىگردد ، نه به خود او ، دربارهء اوّلين مخلوق چه مىگويند ؟ اوّلين مخلوق ، براى كه و براى چه صادر شد ؟ بنابراين ، چاره‌اى نيست جز اين‌كه گفته شود : اوّلين مخلوق غايتى جز خود ذات بىمانند خداوند ندارد ؛ ولى ديگر مخلوقات مىتوانند متعلّق اغراض و غاياتى طولى باشند . هرچند همهء اينها سرانجام به ذات خداوند بازگشت مىكنند و چنان‌كه او مبدء المبادى است ، غاية الغايات است . « 1 » 2 . اكثريت داشتن هالكان به فرضى كه تخويف و انذار ، منافاتى با قضاوقدر نداشته باشد ، باز هم رفع اشكال نمىشود ؛ چرا كه مبناى پاسخ اين است كه آنانى كه از تخويف و انذار بهره مىگيرند و از كيفر ، خلاص مىشوند ، اكثريت دارند و تنها اندكى از مردم به‌سبب عدم توجه به تخويف‌ها و انذارها گرفتار كيفر مىشوند و اين ، شرّى اندك در مقابل خير فراوان است . بديهى است كه مسلمانان نسبت به كافران ، اقليت دارند و بنابر نظر ائمّهء اسلام ، همهء كافران گرفتار هلاكند . او مىگويد : فإن أنكروا ذلك ، فقد خالفوا قول أئمّة الإسلام مع أنّ غرضه من هذا الجواب ليس إلّا تمشية قولهم ؛ « 2 » اگر هالك بودن اكثريت انسان‌ها را انكار كنند ، با قول ائمّهء اسلام مخالفت كرده‌اند ؛ با اين‌كه غرض شيخ الرئيس از اين پاسخ ، همراهى آنهاست .

--> ( 1 ) . ر . ك : الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعه ، ج 7 ، ص 84 . ( 2 ) . شرحى الاشارات ، ج 2 ، ص 85 .